تفسير
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
پيرو ادراكى مباش كه از جانب تو علم و يقين بر آن تعلّق نگرفته است اعمّ از اين كه آن پيروى با انجام كارى توسّط اعضا و جوارح انجام بگيرد .
همانند : كارهايى كه بر صحيح بودنشان علم و اطمينان نداشته باشى يا پيروى از نوع گوش فرا دادن بوده باشد مثل اين كه بر سخنى گوش فرا دهى كه بر درستى آن علم و يقين ندارى .
يا پيروى از طريق ديدن و نگريستن باشد مثل نظر انداختن بر چيزى كه صحيح بودن آن را نمىدانى و همچنين ممكن است پيروى كردن از طريق اقوال و گفتارها باشد مانند اين كه چيزى بر زبان جارى كنى كه صحّت جريان آن را نمىدانى و از همين قبيل است فتوى دادن به غير علم .
لذا علماى ربانى به استناد همين آيه از فتوى دادن مبتنى بر ظنّ و رأى و قياس و استحسان و نيز از تقليد كسى كه خداوند بر او در امامتش اذن نداده است ( چه بلا واسطه و چه با واسطه ) منع نموده و فرمودهاند : مفتى بايد علم يقينى و قطعى بر صحّت مورد حكم فتواى خويش داشته باشد مانند : ائمّه عليهم السّلام و كسانى كه مجاز از جانب ايشان هستند و شيوهى عملى شان همچنين بر مقلّد لازم است كه علم قطعى داشته باشد از اين كه از كسى كه تقليد از او صحيح است تقليد نمايد ، و اين قطع و علم يا به موجب نص و اجازهى صحيح و صريح در امامت او ، يا با بصيرت باطنى كه بر حال