براى توحيد وجود است ؛ چرا كه توحيد وجود غايت غايتها و نهايت نهايتهاست .
يا اين كه جملهى اوّل براى توحيد خود الوهيّت است و اين جمل براى توحيد الوهيّت در مظهر و لوى آن است ؛ گويا گفته است كه : با على عليه السّلام ولى ديگرى قرار مده كه آن نيز غايت توحيد علمى و ساير خصلتهاى عملى است ،
فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً
در جهنّم خود را سرزنش شده مىيابى ، كه اين سرزنش نزد خودت ، نزد خدا ، نزد ملايكه و نزد مردم صورت مىگيرد ،
مَدْحُوراً
و خود را از رحمت الهى دور مىيابى .
علّت اين كه در لحن بيان آيه يك نوع ملايمت و تساهل ديده مىشود اين است كه در مكّه نازل شده و دين هنوز قوى نشده بود و مؤمنين هنوز در دين پايدار نگشته بودند .
لذا خداوند در اوامر و نواهى خود سختگيرى نكرد بلكه آن را به طريق پند و اندرز و با نرمى ادا كرد .
چنانچه از عليه السّلام امام باقر عليه السّلام وارد شده كه چون در مكّه نازل شده به طريقهى ادب كردن ، موعظه ، تعظيم و نهى خفيف آمده است ، و وعده و و عيدى صورت نگرفته و بر ارتكاب آنچه كه از آن نهى شده است وعدهى عذاب داده نشده و به صورت دور كردن و ترسانيدن بيان شده است ؛ تنها مردم را از آنها بر حذر داشته است بدون هر گونه سخت گيرى يا وعده و وعيد .