كسب قوّت و روزى باز داشته است و حقّ او از زكات و صدقات است ، يا كسى كه شيطان و نفس او را از رسيدن به امام عليه السّلام پس از رسيدن به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله عاجز كرده است و يا كسى كه پس از وصول ( رسيدن ) بر امام عليه السّلام از سلوك الى اللّه باز مانده است .
وَ ابْنَ السَّبِيلِ
كسى است كه از شهر و ديار خود دور افتاده و هم اكنون مىخواهد به شهرش برگردد ولى توشهى راه ندارد نه بالفعل و نه بالقوّه ، حتّى راه قرض كردن هم ندارد ، يا كسى كه از امام عليه السّلام منقطع است امّا ظاهرا و باطنا به سوى او سير مىكند .
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
مقصود از تبذير دادن مال بر غير مستحقّ يا دادن مال بر مستحقّ بيشتر از حقّش مىباشد و در پرداخت حقوق مستحقين از تبذير كه دادن بر غير مستحقّ يا زياده دادن از حقّ اوست ( آنچه كه اسراف ناميده شده است ) كه در اين آيه از آن نهى شده است ، چون دادن مال بدون تبذير همان اقتصاد يعنى ميانه روى است .
پس تبذير اعمّ از اسراف است اگر چه گاهى هم در مقابل همديگر قرار مىگيرند ، و چون امر به اداى حقوق در مفهوم مخالف آن مستلزم نهى از خوددارى و تنگ چشمى است ، لذا به همان اداى حقوق اكتفا كرد و صريحا از اسراف كردن نهى نمود .
ازآنرو كه ادا كردن حقّ اختصاص به مال صورى و به اقربا و خويشان صورى ندارد ، بلكه عام است و شامل ساير حقوق و جميع