كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ
و نيز اختلاف شرط و جزا مشعر بر اين است كه ملازم بودن صور اعمال نيك با تعجيل پاداش دنيا يك امر عرضى است كه به مقرّر ساختن جزا و پاداش نيازمند است بخلاف ملازم بودن صور اعمال نيك با غايات خودشان كه امر ذاتى مىباشد ( بالضرورة ذات چنين اعمالى با چنين صورتى اين گونه پاداش دارد ) .
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
و آن به شرط ايمان داشتن يا مؤمن بودن است ، بنابراين سعى و كوشش آخرت را مقيد بر ايمان كرد ، كه همان ولايت است و با بيعت خاصّ ولوى حاصل مىشود ، چرا كه عمل بدون ولايت هيچ اثرى ندارد ، هم چنان كه وارد شده است :
اگر بندهاى زير ناودان هفتاد پاييز را عبادت كند شب را قائم و روز را صائم باشد و داراى ولايت ولى امرش نباشد خداوند او را بدان در آتش مىاندازد .
فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً
سعى آنان داراى پاداش و جزا است ،
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ
هر يك از آنان و اينان را از عطاى پروردگارت بهره مىرسانيم .
لفظ
هؤُلاءِ
و
هؤُلاءِ
بدل تفصيلى از
كُلًّا
مىباشد .
مقصود از « ربك » ربّ مضاف است ، و آن ولايت مطلقه است ، يا التفات از تكلم بر غيب ، يا استيناف است و خبر مبتداى محذوف گويا كه گفته باشد : امداد و كمك خدا از چه چيز بوده است ؟ از ناحيهى استحقاق