پس حيلهى ايشان نيز در ارتكاب فسق و فجور بيشتر است و نافذتر است .
فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ
پس وعدهى ما بر نزول عذاب و هلاكت پس از فسق محقّق گشت ،
فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
آنگاه به كلّى نابودشان كرديم ،
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ
و چه بسا كسانى كه بعد از نوح عليه السّلام هلاك كرديم .
در اين آيه هلاك كردن را با قيد بعد از نوح آورده است ، زيرا در قرنهاى قبل از نوح آنچه كه بعد از نوح بود وجود نداشت يا به بيان سادهتر اطّلاع از آنچه كه در بين آنها بوده آنچنانكه وقايع بعد از نوح به ما رسيده در دست نداريم ( يا نبوده است تا به ما برسد ) با وجود اين كه خيلىها را بعد از نوح عليه السّلام هلاك كرديم ديگر از هلاك كردن فاسقين شما باكى نداريم .
وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
و اين كه پروردگارت به گناهان بندگانش بينا و آگاه است كافى است ، پس بر گناهان جرى نباشيد ، چون خداوند بر گناهان علم دارد و بر آنها مؤاخذه مىكند .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ
كسى كه دنيا و نعمتهاى آن را كه حاضر است مىخواهد ، و بر آن است كه ارادهاش در اعمال متعلّق به دنيا باشد ،
عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ
براى او بهرهها را پيش اندازيم جملهى
لِمَنْ نُرِيدُ
بدل از « له » به صورت بدل بعض است ، و تقييد كردن تعجيل به قيد
ما نَشاءُ
براى اشاره بر اين است كه تعجيل در دنيا منوط به مشيّت خدا است نه به اراده و همّت كسى كه دنيا را طبق