شوند زنهار كلمهاى كه رنجيده خاطر شوند مگوييد و كمترين آزار به آنها مرسانيد و با ايشان به اكرام و احترام سخن بگوييد ،
و هميشه پروبال تواضع و تكريم را با كمال مهربانى نزدشان بگستران و بگو پروردگارا چنان كه پدر و مادر مرا از كودكى به مهربانى بپروردند تو در حقّ آنان رحمت و مهربانى فرما ،
خداى به آنچه كه در دلهاى شماست از خودتان داناترست اگر همانا در دل انديشهى صلاح داريد خدا البتّه هر كه را كه با نيّت پاك به درگاهش تضرّع و توبه كند خواهد بخشيد ،
حقوق خويشاوندان و ارحام خود را ادا كن و نيز فقيران و رهگذران بىچاره را به حقّ خودشان برسان و هرگز اسراف روا مدار ،
كه مبذّران و مسرفان برادر شيطانند و شيطانست كه سخت كفران نعمت پروردگار خود كرد ،
و چنانچه از ارحام و فقيران ذوى الحقوق مذكور چون فعلا ندار هستى ولى در آتيه به لطف خدا اميدوارى اكنون اعراض مىكنى و توجّه به حقوقشان نتوانى كرد باز به گفتار خوش و زبان شيرين آنها را از خود دلشاد كن .
تفسير
وَ قَضى رَبُّكَ
و امر كرد پروردگارت ، بر امر تكوينى چنانچه بر امر تكليفى امر كرد ، يا اين كه با امر تكوين و تكليف امر كرد ، بنابراين كه قضى بر معناى رساندن امر به مأمور استعمال شود ، خواه به نحو تكوين باشد يا به نحو تكليف .
لكن در امر تكوين الهى تخلّفى واقع نمىشود ولى در امر تكليفى او گاهى تخلّف واقع مىشود و ممكن است مقصود ثبوت در عالم قضاى الهى باشد .