لذا اسم مطلق فال زدن قرار داده شده است چه خوب باشد و چه بد ، سپس در مطلق سبب خير و شرّ استعمال شده است ، معناى آيه اين است كه سبب خير و شرّش را بر گردن آن ملزم نموديم همانند قلاده و زنجيرى كه در گردنش باشد .
وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً
آن نوشتارى كه با دست فرشتگان نگاشته شده از چيزهايى كه عبارت از الواح نفس او يا خارج از آن است بيرون مىآوريم و او آن را باز و گشوده مىبيند .
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
كافى است كه خودت محاسب و حسابگر خويش باشى و نيازى بر حسابگر ديگر نيست ، چون حجاب و پرده برداشته شده و چشم تيزبين گشته است ، اعمال مجسّم و مكتوب شده و ميزان شهود و گواه مىباشد و پرواز كردن نامهى اعمال جهنّمىها به چپ و بهشتىها به راست نيز شاهد اين حسابگرى و نوشته است .
مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
هر كه رهياب شده خويش را ره نموده است و هر كه بيراه شده به زيان خود بيراهى نموده و هيچ كس بار گناه ديگرى را برندارد ، و ما كسى را عذاب نمىكنيم مگر پس از اين كه رسولى را برانگيزيم كه رسول در عالم