پس اگر اين تصرّفات از خواصّ خاتم كلّ در رسالت و نبوّت و ولايت است ، و آن از ويژگيهاى خاصّ پيامبر ما صلّى اللّه عليه و آله است كه هيچ كس در اين مورد مشاركتى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ندارد ، نه نبىّ مرسل ، و نه خاتم اوليا عليه السّلام و از همين جهت است كه معراج جسمانى با كيفيّت مخصوص را از خواصّ نبىّ ما صلّى اللّه عليه و آله قرار دادهاند .
چون معراج با كيفيّت امرى است كه از ممكن فوق آن تصوّر نيست و از سوى ديگر اين كار ممكن نيست مگر در وقتى كه عالم فوق امكان بر بدن غلبه كند ، و اين غلبه به آسانى براى هر كس و در هر زمان ممكن نيست .
لذا گفتهاند كه معراج براى نبىّ صلّى اللّه عليه و آله فقط دو مرتبه اتّفاق افتاد ، در حالى كه براى بعضى از عرفا نسبت داده شده است كه فرموده : من در هر شب هفتاد مرتبه عروج مىكنم .
و معراج به وسيلهى روح امرى است كه براى خيلى از مرتاضان روى مىدهد ، بلكه در اخبار وارد شده كه نماز معراج مؤمن است . « 1 » حال كه اين مقدّمه مقرّر گشت مىگوييم : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با بدن طبيعىاش عروج كرد و عبا بر دوش و نعلين بر پايش بود ، تا بيت المقدّس رفته و ازآنجا به آسمانها ، و از آن به ملكوت و از آن به جبروت و از آن بر عرش كه فوق امكان است سير نمود و در اين سير جبرئيل عليه السّلام از او عقب ماند ، چون از عالم امكان بود و راهى بر ما فوق آن نداشت ، چه هر يك از
هامش
( 1 ) الصلاة معراج المؤمن