همچنين منافق ديگرى قلب ماهيت از معصوم عليه السّلام را انكار كرد ، سپس به سوى نهرى رفت تا خود را بشويد و غسل كند ، پس داخل شد و بدن خود را در آب فروبرد از آب كه بيرون آمد خود را زنى ديد در ساحل دريا نزديك قريهاى مجهول و ناشناس ، داخل روستا گرديد و ازدواج كرد ، مدّتى خانهدارى نمود و فرزندانى از او متولّد شد ، تا اين كه روزى از خانه بيرون آمد و رفت تا در آن دريا غسل كند و داخل آب شد و بدن خود را در آب فروبرد ، و وقتى از دريا بيرون آمد خود را بر همان نهرى ديد كه در سابق به آنجا آمده بود و آن نهر را مىشناخت و ديد كه لباسهايش همان جاست و به همان وضعى كه گذاشته بود دست نخورده مانده است ، لباسهايش را پوشيد و به خانهاش رفت ، اهل خانه اصلا متوجّه غيبت او نشدند چون تمام اين كارها در مدّت كوتاهى انجام گرفت .
امثال اينگونه داستان از تابعين صادق و پيروان راستين معصوم عليه السّلام نيز ديده شده است كه در واقع بسط و گسترش زمان است ممكن است وقوع چنين وقايعى در عالم ملك هم باشد .
هم چنان كه نقل شده است براى زنى چنين اتّفاقى رخ داد ، و او جريان واقعه را براى جماعتى نقل كرد منكر شدند فرزندان آن زن را از شهر دور آورده و نشان دادند با اين كه آن زن از شهر خودش به مدّت يك ساعت غيبت نكرده بود ، ممكن است اين قضايا از قبيل بسط در دهر و روزگار باشد ، بدون اين كه در زمان تصرّفى بشود و ممكن است وقوع اين كارها در عالم ملكوت باشد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٢٥