و اين عالم نفس در نهايت ضعف است ، به نحوى كه هيچ نوع تصرّفى در بدنش جز آن مقدار كه خداوند در سرشت و فطرت او قرار داده نمىتوان داد تا چه رسد بر غير بدن خودش .
پس هرگاه بعضى از آن مراتب به فعليّت برسد ، چنانچه در بيشتر انبيا و اوليا عليهم السّلام چنين است ، يا همهى آن مراتب به فعليّت برسد ، هم چنان كه در خاتمالانبيا صلّى اللّه عليه و آله و صاحبان ولايت كلّى چنين است مىتوانند در بدنهايشان هرطور بخواهند تصرّف كنند .
( علاوه بر اين ) همين طور مىتوانند در ساير اجزاى عالم هم تصرّف نمايند ، هم چنان كه از انبيا و اوليا عليهم السّلام طىّ مكان ، زمان ، راه رفتن بر روى آب و هوا ، داخل شدن در آتش ، زنده كردن مرده ، قلب ماهيتها و غير اينها روايت شده به حدّى كه نمىتوان منكر شد و اخبار نسبت بر مجموع اين مطالب متواتر است اگر چه نسبت بر تكتك عنوانهاى بيان شده به حدّ تواتر نرسيده است .
امّا تصرّف در بدن طبيعى به نحوى است كه مىتواند آن را از حكم امكان خارج و در عالم عرش داخل نمايد كه آن فوق امكان و فوق عالم عقول و ملائكهى مقرّبين است .
همان طورى كه روايت شده است : جبرئيل عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در معراج عقب ماند و گفت : اگر به اندازهى يك انگشت جلو مىآمدم مىسوختم با اين كه جبرئيل عليه السّلام از عالم عقول مقرّبين است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٢٧