فرشتگان مقام معلومى دارند كه از آن فراتر نمىروند بر خلاف انسان كه بالا و بالاتر مىرود .
با معراج جسمانى خرق آسمانها هم لازم نمىآيد به علّت غلبهى ملكوت كه حكم ملك از بدن حضرت برداشته بود لذا شگفت نبوده است كه بدن طبيعى به سوى ملكوت و جبروت عروج نمايد ، چون حكم ملك بلكه حتّى حكم امكان هم از او ساقط شده بود در حالى كه عين او باقى بوده است .
و نيز كثرت وقايع معراج عجيب نيست زيرا از قبيل گسترش و بسط دهر ( روزگار ) است با كوتاهى زمان .
چنان كه خداى تعالى فرمود :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 1 » و نيز فرموده :
فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
« 2 » بنابراين يك ساعت از دهر و ( روزگار ) در مقابل يك زمان هزار ساعت از زمان مىشود ، يا همانند پنجاه هزار ساعت مىشود ، و سخن گفتن على عليه السّلام و دست دراز كردن او از پشت پرده به سبب مقام علوى على عليه السّلام است نه بدن طبيعى او .
فضيلت معراج بر اين است كه با بدن طبيعى انجام شده ، و روى همين جهت است كه معراج از خواصّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است و در آن على عليه السّلام
هامش
( 1 ) سورهى حج آيهى 47
( 2 ) سورهى سجده آيهى 5