( لجين الماء ) ، و همچنين ( اذاقه ) به معناى چشاندن يا استعارهى تحقيقى و ترشيح است .
در اخبار وارد شده كه اين روستا داراى نعمتهاى فراوانى بوده تا جايى كه با خمير نان استنجا مىكردند و مىگفتند كه خمير نرمتر است ، مبتلا بر قحطى شديدى شدند تا جايى كه به ناچار محتاج خوردن خميرهاى استنجا شده گرديدند .
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
ما حصل سخن اين كه پيامبرى از ايشان آمد تكذيب كردند پس عذاب در حالى كه ستمكار بودند در برشان گرفت ، شكر نعمت و روزى را
هامش
غمر الرداء اذا تبسم ضاحكا * غلقت بضحكته رقاب المالرداء را براى عطاء استعاره آورده زيرا عطا مانند رداست در صيانت عرض و غمر از ملايمات مستعار له يعنى عطا مىباشد .
و مانند اين بيت از شعر فردوسى : دو بيجاده بگشاد و آواز داد .
بيجاده را براى لب استعاره آورده و آواز از ملايمات لب يعنى مستعار له مىباشد .
استعارهى مرشحه آن است كه يكى از ملايمات مستعار منه در كلام ذكر شود مانند : آيهى شريفه« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ( سورهى بقره آيه 15 ) ، اشترا را استعاره آورده است از استبدال حقّ بر ضلالت ، استبدال حقّ به ضلالت مستعار له و اشترا مستعار منه و ربح از ملايمات اشترا مىباشد .
( به نقل از كتاب معانى بيان تأليف آقاى غلامحسين آهنى چاپ دوّم ص 170 . 153 ) .