هامش
بهرهگيرى شده است كه بنا بر رأى صاحب نظران علم معانى بيان جهت روشنتر شدن مطلب با رعايت اختصار بر شمردن اقسام مبتنى بر هر كدام از آنها را لازم ديده و تقديم خوانندگان گرامى مىنمايد با اين اميد كه كوشش مفيدى بوده باشد در جهت فهم عبارات دلنشين مؤلف ارجمند قدس سرّه :
سبك يكم : لحاظ نمودن تناسب كلّى آن در دلالت بر استعاره از جميع جهات و بر اساس آن ، بر دو قسم است : كنايى و تصريحى ؛ استعارهى كنايى عبارتست از بيان كردن مشبّه و ارادهى مشبّه به ، مانند اين شعر غضائرى رازى :هوا كه بزم تو بيند برآيدش دندان * قضا كه تيغ تو بيند بريزدش چنگالو چنانچه در اين شعر ناصر خسرو :بريخت چنگش و فرسوده گشت دندانش * چو تيز كرد بر او مرگ چنگ و دندان رااسناد چنگ و دندان به مرگ خطاست مگر اين كه بگوييم مرگ را در ذهن خود به درّندهاى تشبيه كرده و چنگ و دندان براى آن آورده است .
و استعارهى تصريحى عبارتست از : بيان كردن مشبّه به و ارادهى مشبّه ، مانند : رأيت اسدا فى الحمام و مانند اين شعر :ژاله از نرگس چكيد و برگ گل را آب داد * وز تگرگ نازپرور مالش عنّاب داداشك را به ژاله چشم را به نرگس صورت را به برگ گل دندان را به تگرگ لب را به عناب تشبيه كرده است .
سبك دوّم : بر مبناى لحاظ نمودن برداشت خاصّ دانشمندان علم بلاغت از استعاره و تأويل آن ، در تعريفى كه آورديم اتّفاق نظر وجود دارد ، ليكن در تأويل از مجاز عدّهاى آن را از قسم مجاز عقلى و عدّهاى از قسم مجاز لغوى دانستهاند ، دليل جماعتى كه استعاره را مجاز لغوى مىدانند آن است كه در جملهى : رأيت اسدا يرمى ، مراد از اسد مرد شجاع است ، ولى لفظ اسد در اصل لغت براى درندهى مخصوص وضع شده كه در اينجا مشبّه به است نه براى مشبّه كه مرد شجاع است ، در اين صورت استعمال اين لفظ بر حسب لغت در غير موضوع له شده و اين معناى مجاز لغوى است .
امّا دليل گروهى كه استعاره را از قسم مجاز عقلى مىشمارند اين است كه لفظ اسد را بر مشبّه كه مرد شجاع است وقتى اطلاق مىكنيم كه او را عين مشبّه به يعنى سبع مخصوص ادّعا مىنماييم و در