مىكنند ، و نيز اين تقييد اشاره است بر اين كه وفاى به عهد و پيمان مادامىكه صورت عهد در دار تكليف واقع نشود قابل تصوّر نيست ، و مقصود از وفاى به عهد وفادار ماندن و بودن بر شروط عهد است كه در هنگام بيعت از عهدكننده گرفته مىشود .
و مقصود از قول خدا :
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ
همين عهد و پيمان و شروط آن است ، اين عهد و پيمان را عهد خدا ناميدن براى اين است كه با كسى بسته مىشود كه خداوند بر او در گرفتن پيمان از بندگانش اجازه داده است و بر همين معناى اشاره كرده است آنجا كه فرموده :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 1 » كه به صورت حصر فرموده : هر كس با تو بيعت مىكن جز اين نيست كه با خدا بيعت كرده است تا اشاره بر اين مهم باشد كه واسطه هيچ حكمى ندارد و حكم فقط براى صاحب واسطه است .
وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ
مقصود از ايمان و يمينها هم همان عهد و پيمانهايى است كه با بيعت گرفته مىشود ، و يمين ناميدن اين پيمانها بدان جهت است كه اين پيمانها نيز مانند ساير بيعتها با سوگند و يمين كه جمع آن ايمان است حاصل مىشود .
بَعْدَ تَوْكِيدِها
بيعت نبوى را بعد از تأكيد آن به بيعت ولوى مشكنيد ، چه بيعت اسلامى آنگاه كه با بيعت ايمانى مؤكّد نگردد در شكستن
هامش
( 1 ) . سورهى الفتح آيهى 10