تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
حالى كه به نور رسالت و نبوّت و به سبب اتصاف و اتّصال بر آن دو نور روشن شده باشد . لذا در اخبار ما عدل به محمّد صلّى اللّه عليه و آله تفسير شده است ، چون نبوّت و رسالت در زمان تخاطب مخصوص آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بوده است از اين رو تفسير عدل به نبوّت و رسالت ، نهادن هر چيزى در جاى خودش ، اعتدال و ميانه روى بين افراط و تفريط در همه‌ى امور صحيح شده است .
وَ الْإِحْسانِ
احسان يا به اين معناى است كه انسان صاحب نيكى گردد يا به معناى رساندن و ايصال نيكى است با قطع نظر از استحقاق ، و مناسب اينجا همان معناى دوّم است ، زيرا كه در عدل و « ايتاى ذى القربى » اضافه‌ى به غير اعتبار شده است ، و نيز مرتبه‌ى احسان بعد از عدل است ، و در عدل استحقاق در اعطاى اعتبار شده است .
وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى
تخصيص بعد از تعميم عدل و احسان به اعتبار متعلّق است ، زيرا كه ذى القربى به نوعى زيادتى و برترى مخصوص گشته‌اند و ذوى القربى يعنى خويشان پيامبر اعمّ از قرابت و خويشى روحانى و جسمانى ، و اعمّ از عالم كبير و صغير است ، چنانچه متعلّق عدل و احسان اعمّ است از چيزى كه در عالم كبير و عالم صغير مىباشد ، چون تنها كسى كه مستحقّ اداى امانت خلافت است اصل ذوى القربى و خويشان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، لذا در اخبار وارد شده كه مقصود ادا كردن خلافت است از امامى به امامى ديگر ،
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ
فحشا عبارت از كارى است كه عقلا يعنى اصحاب شرع آن را بد بدانند در