تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
ندا كرد كه أمان نيست آن را كه معاوية را بخير ياد كند يا أو را مقدم بدارد بر يكى از صحابه ومردم را نزاع است در سبب اين امر وأقاويل مختلفه در اين باب گفته‌اند ، از آن جمله آنكه يكى از ندماى أو خبر داد أو را به حديثي كه از مطرف بن المغيرة بن شعبة آورده اند وهم اين خبر را زبير بن به كار زبيرى در كتاب اخبار معروف به موفقيات - كه بنام موفق بالله نوشته - ايراد نموده چه گفته : از مداينى شنيدم كه مىگفت مطرف بن مغيرة گفته كه بر معاوية وفود كردم با پدرم مغيره وپدرم مىرفت نزد معاوية ومى آمد وبر عقل وملك دارى أو ثنا مىكرد شبى باز آمد ومغموم واندوهناك بود چندان كه غذا نخورد من اندكى صبر كردم وگمانم اين بود كه در أموال يا اعمال ما سانحه رخ داده ، پرسيدم تو را چه شده كه امشب را غمنده مىبينمت گفت من از نزديك پليدترين مردم بيامدم ، گفتم مگر چه شده ؟ گفت به معاوية گفتم تو آرزوى خود را برسيدى كاش اكنون نشر ألوية اشفاق وبسط بساط عدل مىكردى چه سن تو زياد شده وهم كاش نظري به حال برادران خود از بني هاشم نمودى وأرحام ايشان را پيوسته داشتى كه بخداى اكنون چيزى نزد ايشان نمانده كه بيم آن داشته باشى ، چون اين بشنيد . گفت هيهات هيهات برادر تيم پادشاهى كرد وعدالت پيشه گرفت وكرد آنچه كرد بخداى كه بيش از آن نشد كه بمرد ونامش بمرد جز اينكه كسى گويد تيم آنگاه برادر عدى ملك يافت ورنج كشيد ودامن فرازد ده سال پس بخداى كه تجاوز نكرد از اينكه هلاك شد وهلاك شد ذكرش مگر اينكه كسى گويد عدى آنگاه برادر ما را ملك نصيب شد وپادشاه شد - كسى كه احدى چون أو در نسب نبود - پس بكرد آنچه كرد ومردم نيز با أو مجازات دادند تا اينكه بمرد ونام كارهاى أو بماند وبرادر هاشم هر روزه پنج نوبت بنام أو فرياد زنند وگويند ( اشهد ان محمدا رسول الله فأي عمل يبقى مع هذا لا أم لك الا دفنا