تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بدهند . أول وجود لفظي صرف است ، وآن همان اقرار لساني است ، اگر چند در قلب ابدا راه نيايد ، وجز كفر در باطن مضمر نباشد ، وفايده اين همان حفظ مال وجان وطهارة صوري است ، واين مرتبه مسمى به نفاق است وبه اصطلاح مقدم قشر قشر قشر است . دوم عبارت از اعتقاد في الجملة بتوحيد ونبوت است با انكار شروط كه قصور در مقام ولايت باشد ، واين در فائده وبي فائده‌گى با أول شريك است واگر ثوابي براي اعتقاد آنها باشد به موجب اخبار ما راجع بقائلين به ولايت است كه شيعه أئمة اثنى عشر باشند ، واين مرتبه باصطلاح مذكور قشر قشر است . سوم اعتقاد به أصول خمسه است بر طبق مذهب اماميه اگر چند مقرون به عمل صالح نباشد چون عموم فساق شيعه ، واز براي اين مرتبه در موت وحيات ودنيا وآخرت شؤون ومراتبى است ، مثل اينكه سؤرش شفاء است ، وقضاء حاجتش از جميع مستحبات أفضل وزيارة وعيادت وأعانت أو مستحب ، وغيبتش حرام وحفظ حياتش واجب واكرام ميتش به نماز وكفن ودفن بالضرورة واجب واستغفار براي أو بعد از موت مندوب ومستحسن است ، واحكام كثيره از واجبات ومستحبات ومحرمات ومكروهات متعلق به اوست ، ونجات براي أو ثابت است عقلا ونقلا كتابا وسنة واجماعا وعقاب بر معاصي أو موجب خلود نخواهد شد ، واگر بر بعض معاصي در كتاب وسنت وعده خلود باشد مأول به طول بقاء وامتداد مكث است ، واين مرتبه در آن اصطلاح قشر است . چهارم همين مرتبه است با عمل صالح كه تقوى باشد از معاصي ومواظبت بر واجبات مثل عالم زهاد وعباد ، وعدول از عوام أهل ايمان ومرتبه اينها بالاتر از سابق است ، چه هيچ عذاب ندارند ، واحتلاماتشان بيشتر ، وبواسطة سلامت