تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
إلى الله " ( 1 ) . واخبار در اين باب بسيار وارد است ، واين قدر كه متعرض شدم از بيان اجمال آن بود كه بدست آمده بود ، واز براي چهار مرتبه آخر مىشود مراتبى قرار داد ، وحكم هر يك را از اخبار أهل بيت طهارت استفاده كرد ، وامارت جميع أرباب اين مراتب با آن جناب است ، يعنى هر كس پا در دايره رسالت محمديه گذاشت بايد طوق أطاعت على در گردن بيفكند ، يعنى اگر منافق هم باشد بايد فرمان أو را به ظاهر بشنود ، ومتابعت امر أو كند به حكم اينكه فرموده : " من كنت مولاه فهذا علي مولاه " ( 2 ) پس هر كس هر قدر به ولايت پيغمبر صلوات الله وسلامه عليه ملتزم شده وتن زير بار أو داده همان قدر بايد ملتزم به ولايت ورياست اين جناب باشد . موضع دوم در اثبات اينكه أمير المؤمنين لقب خاص الهى علي عليه السلام بوده وديگران خود را بي استحقاق به اين لقب ملقب داشتند ، وغصب اين نام نامى كردند . بدان كه متفق عليه علماء اماميه ضاعف الله اقتدارها است ، كه اين لقب خاص آن جناب است ، واز زمان حضرت رسالت اين رتبه براي آن جناب ثابت بوده ، واخبار از طرق أئمة معصومين عليهم السلام بيشمار است ، وأهل سنت را گمان آن است كه دو نفر از سابقين وساير خلفا در آن لقب شريك بوده اند بلكه از أوليات ثاني شمرده اند ، وگفته‌اند أول كسى كه به أمير المؤمنين ملقب شد عمر بود . ولى در اخبار صحاح ومعتبره خود ايشان آن قدر حديث روايت شده به اين
هامش
( 1 ) كافى باب فضل ايمان بر اسلام 2 / 52 حديث 5 . ( 2 ) خطبه غدير .