و ممكن است مقصود اين باشد كه زمين عالم طبع به زمين عالم برزخ و زمين عالم مثال تبديل شود ، و اين معنا هنگام ظهور قائم عجّل اللّه فرجه در عالم صغير با مرگ اختيارى يا اضطرارى محقّق مىشود .
و آن هنگام رسيدن ساعت و قيامت صغرى است ، چنانچه ساعت به ظهور قائم و به قيامت تفسير شده است .
و آن زمين تبديل شده نيز چون داراى مادّهى حاجب و ظلمت و امتداد مكانى و بعد جسمانى نيست در آن كجى و ناهموارى نمىبينى تا آنجا كه سفيدى موجود در مغرب از مشرق ديده مىشود .
و همچنين اهل آن زمين حاجب همديگر نخواهند بود ، بلكه همه در همه و از پشت سر همه ديده مىشوند .
زيرا همهى اهل آن زمين آينهوار و شفاف هستند كه عكس يكديگر را در آينه روح صيقلى خود منعكس مىكنند و هيچكدام حاجب پشت سر خود نيستند .
و لذا خداوند فرمود :
وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » همه براى خدا ظاهر و حاضر مىشوند به نحوى كه هر چه در دنيا باطن و مخفى بود در
هامش
( 1 ) قهّار صيغهى مبالغه و از اسماى حسنى است و شش بار در قرآن به كار رفته بسيار قاهر توأم با بسيار تواناست . قاموس قرآن ج 6 ص 43