تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
خداوند كسى را كه انابه كند و از جهنّم طبع باز گردد و از زندان نفس فرار كند هدايت مىكند .
الَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » بدل از
مَنْ أَنابَ
يا كلام مستأنف مبتدا است ، و
طُوبى لَهُمْ
خبر آن است ، يا خبر مبتداى محذوف است ، و
الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
بدل از آن است ، يا اين كه
الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
مبتداى دوم يا مبتداى اول است ، و مقصود از ايمان ايمان خاصّ است كه با بيعت خاصّ
هامش
( 1 ) ايمان - اعتقاد قلبى به كسى يا چيزى است . خواجه نصير الدين گويد : ايمان در لغت تصديق باشد ، يعنى باور داشتن - اوصاف الاشراف ، ص 53 ، ايمان ، فعل بنده باشد به هدايت حق . عطار گويد :نور ايمان از بياض روى اوست * ظلمت كفر از سر يك موى اوستمغربى گويد :آنچه كفر است بر خلق بر ما آن دين است * تلخ و ترش همه عالم ، بر ما شيرين استمولوى گويد :آن كه ايمان يافت رفت اندر امان * كفرهاى باقيان شد در گماناهل حديث گويند : ايمان داراى مراتب شدّت و ضعف است و قابل و زيادت و كم است از جهت شدّت و ضعف و نقصان و كمال عمل . و بالاترين ايمانها ، آن انبياى عظام است به آنچه بر آن‌ها نازل شده است .آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. آل عمران / 284 ، 285 ، در تفسير كشف الاسرار آمده است : اى عزيز آدميان كه تصديق انبيا نكردند اگر چه صورت آدميان دارند ، معناى آدميان ندارند و آن كه به مقام ايمان نرسيد بازگشت وى به آسمان نخواهد بود .