جواب سؤالى است كه گويا گفته شده :
اگر خداوند واحد و يگانه است كه ثانى ندارد و قهّارى است كه هيچ چيزى در مقابل آن انانيّت ندارد پس اين كثرتهايى كه ديده مىشود چيست ؟
پس خداوند فرمود : از آسمان آب فروفرستاد و در نتيجه كثرتها ظاهر گشت ، پس براى هيچ چيز ظهور و انانيّتى نيست مگر به سبب آب كه فعل اوست ، بلكه آن همان است نه چيز ديگر ، و مقصود مثال زدن ظهور كثرتها از يك چيز است كه آن فعل خدا است ، و قوام و پايدارى كثرتها ناشى از همان يك چيز است كه نزول آب باشد ، كه آن خود برخاسته از يك حقيقت است كه همان آسمان است ، و تكثّر و كثرتها از ناحيهى درّهها ( مجراها ) و ظرفها و ظاهر شدن كف بيهوده بر روى آن است . و نسبت سيل و جريان به درّهها و ظرفها مجازى است .
( بررسى يك حقيقت و جريان آن در مجراها و ظرفها مهمترين بحث عرفانى است كه در صفحه بعد خواهد آمد ) .
هامش
فرستاد از آسمان بر پيغامبر راست و وحى پاك هم به سمع شنيدند و هم به دل دريافتند و همچنين اوليا را الهام و نور حكمت در دل ايشان افكند هر كس به قدر خويش بر درجات و طبقات يكى برتر ، يكى ميانه ، يكى فروتر ، تفاضل و تفاوت بر همه پيدا ، هر كسى را ان داد كه سزا بود و در هر دلى آن نهاد كه جا بود آن دلها اگر چه روشن است و افروخته خالى نباشد از وساوس و هواجس شيطان پيوسته مترصّد نشسته تا كجا در دل ايشان راهى يابد تا شكّى و سهوى افكند ، تا دروغى بسازد ، حظّى بربايد . ( تفسير جامع )