لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
خدايان باطل براى خودشان نفع و ضررى مالك نيستند تا چه برسد به نفع و ضرر غير خودشان ، و تا چه برسد به ادارهى آسمانها و زمين كه به آن دو نمىرسند و علم و احاطهى به آنها ندارند .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى
آيا نابينايى كه راه ضرر و نفعش را نمىبيند و تشخيص نمىدهد
وَ الْبَصِيرُ
« 1 » و بينايى كه غير خودش را مىبيند و به ضرر و نفع او احاطه دارد و هرطور كه بخواهد در او تصرّف مىكند اين دو مساوى هستند ؟
يا مقصود اين است : آيا نابينايى كه بين كسى كه ضرر و نفعى ندارد و كسى كه داراى نفع ضرر است فرق نمىگذارد مانند مشرك با بينايى كه اين مطلب را مىبيند و فرق مىگذارد مانند مؤمن مساوى و يكسان است ؟
أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ
« 2 » آيا اصولا تاريكيهايى چون كفر با نورى چون ايمان مساوى است ؟
هامش
( 1 ) بصير : عبارت از نيرويى كه دل را به نور قدسى منوّر كند تا به وسيلهى آن حقايق اشيا و بواطن آنها را مشاهده كند و آن در حكم چشم است كه به وسيلهى آن نفس صور اشيا و ظواهر آنها را مىبيند .
( فرهنگ اصطلاحات عرفانى : دكتر سجّادى )
( 2 ) نور : بنياد عرفان و حكمت مشرق زمين است ، در قرآن مجيد نيز بارها به نور اشاره شده و حقّ تعالى را نور حقيقى و مطلق دانسته است ، به همين سبب عارفان به نور اهميّت بسيار دادهاند . اى عزيز تمام موجودات مرتبهاى از انوار حقّ است .