كه دعوت مىكند مأذون نباشد چنين شخصى هر كس كه باشد باطل است و دعوت او نيز باطل است .
بنا بر آنچه كه گفته شد احتمال دارد قول خداى تعالى :
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ
بدين معنا مىباشد كه : دعوتكنندگانى كه خلق را دعوت به پيروى مىكنند بدون اين كه اذن از جانب خدا داشته باشند ، يا در حالى كه دعوت آنها از جانب غير خداست .
دعوت آنها نمىتواند چيزى براى مردم حاصل كند كه دعوتشان مورد پذيرش دعوت شونده قرار گيرد
إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ
جز اين كه كار آنها مانند كسى است كه دستش را باز كرده در حالى كه به آب اشاره كرده و آن را به سوى خودش فرا مىخواند يا اين كه آب را به كف دست گرفته و مىخواهد تا آب خودش به دهانش برسد
وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ
در حالى كه به آن نخواهد رسيد ، چه آب اشاره را درك نمىكند ، يا مقصود اين است كه چون آب در كف گشاده و باز نمىماند . « 1 »
هامش
( 1 ) طبرى در تفسيرش مىگويد : يعنى مانند مرد تشنهاى كه دستش را به آب چاهى دراز مىكند تا آب را بالا بياورد و بنوشد ولى دستش به آن نمىرسد . شيخ طوسى از قول حسن بصرى مىگويد : مراد كسى است كه دستش را به سوى آب دراز كند ولى پيش از آن كه به آب برسد مىميرد . ميبدى مىگويد . مراد كسى است كه ريسمانى و دلوى ندارد او بيهوده مىكوشد كه دست به آب دور دست زند . زمخشرى مىنويسد : مراد كسى است كه با انگشتان گشوده از هم