و احسان كند صدق است ) ولى دعوى غير خدا ( و خداپرستان ) همه دروغ است هيچ حاجتى را از خلق برنياورند مانند آن كس كه بر ( چاه ) آبى دست فروبرد كه بياشامد و دستش به آب نرسد و كافران جز به حرمان و ضلالت دعوت نمىكنند ،
هر كه در آسمانها و زمين است با همهى آثار وجوديش به رغبت و اشتياق و به جبر و الزام شب و روز به طاعت خدا مشغول است .
تفسير
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ
« 1 »
خَوْفاً وَ طَمَعاً
او برق را به شما نشان مىدهد در حالى كه شما ترسناك و اميدوار هستيد ، يا اين كه برق را ارايه مىكند تا در شما خوف و امّيد را ظاهر سازد .
وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ
ابرهاى سنگين پر از آب را بالا مىبرد ؛
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ
و رعد با حمد خود خداى را تسبيح مىگويد ، كه البتّه تسبيح و حمد هر چيزى بر حسب همان چيز است .
وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ
ملايكه از ترس و اجلال او به تسبيح او مشغولند .
هامش
( 1 ) برق : در اصطلاح عارفان اول نورى كه بر بنده ظاهر مىشود و او را به دخول به حضرت قرب خداوندى براى سير فى اللّه مىخواند ، برق مىگويند ؛ فرق ميان برق و وجدان آن است كه وجد بعد از دخول در طريق است . ( عبد الرّزّاق كاشانى : اصطلاحان صوفيه )هلا آهستهتر اى برق سوزان * كه شد چشمم ز تو ابر بهارىنمىماند نظر كاندر ركابت * رسد در گرد مركب از نزارى