تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
و درباره مكاتبات و نوشته‌هاى يعقوب و عزيز مصر به يكديگر بعد از حدوث قحطى و به گرو گرفته شدن يكى از فرزندانش و به برده گرفتن بنيامين بدون اين كه يعقوب بداند كه عزيز مصر همان يوسف عليه السّلام است و چگونگى تظلم و دادخواهى يعقوب از يوسف ، و ادب كردن خداوند او را بدان سبب كه به غير خداى تعالى شكايت برده است . . . همه اين‌ها در كتابهاى مفصّل ذكر شده است .
قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ
در محضر پدرشان تضرّع و زارى كردند و از كارى كه كرده بودن توبه نمودند ، و به زشتى كارهايشان اعتراف نمودند و گفتند : اى پدر از خدا جهت آمرزش گناهانمان آمرزش خواه كه ما درباره يوسف خطا كرده‌ايم .
قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
اين كه يعقوب گفت به زودى استغفار مىكنم و استغفار را به تأخير انداخت بدان جهت بوده كه انتظار وقت سحر را مىكشيده ، چون در مورد يعقوب جنايت آن‌ها بر غير او واقع شده بود . لذا يعقوب منتظر شريف‌ترين وقت‌ها بود به امّيد اين كه دعايش به اجابت رسد ، ولى در مورد يوسف عليه السّلام چون جنايت آن‌ها بر خودش واقع شده بود ، لذا فورى استغفار كرد .
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
روايت شده كه بين آن‌ها و بين يوسف هجده روز راه فاصله بود ، و سريع‌ترين شترى كه بشارت