تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
علّت اين كه قبل از دخول مصر بر يوسف وارد شدند اين بود كه يوسف به استقبال آن‌ها رفت و در خانه‌اى و يا در چادرى خارج از شهر مصر آن‌ها را فرود آورد . از امام صادق عليه السّلام است كه وقتى يعقوب عليه السّلام پيش يوسف آمد يوسف را غرور و عزّت پادشاهى گرفت ، و به سوى يعقوب پايين نيامد ، آن وقت جبرئيل پايين آمد و گفت : اى يوسف پنجه‌ى دستت را باز كن ، يوسف دستش را باز كرد كه از آن نورى تا جو آسمان بلند شد ، يوسف گفت : اى جبرئيل اين نورى كه از كف دست من خارج شد چه نورى است ؟ جبرئيل گفت : نبوّت را از نسل تو بيرون بردم ، چون به نزد شيخ و پدر خود يعقوب عليه السّلام پايين نيامدى ، ديگر در نسل تو پيامبرى نخواهد آمد . در خبر ديگرى است كه گفت : نبوّت را در فرزند لاوى برادر يوسف قرار دادم ، و آن كسى است كه برادران را از قتل يوسف نهى كرد ، و كسى است كه در زمين مصر ماند و گفت من از اينجا بيرون نمىروم تا پدرم اجازه دهد ، و خداوند نيز از او اين چنين تشكّر كرد و انبياى بنى اسرائيل از فرزندان او بوجود آمدند .
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
« 1 » و
هامش
( 1 ) سجود در لغت به معناى تذلّل ، خضوع و اظهار فروتنى است از نظر اهل معرفت : فناى عبد