تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
رَحْلِهِ
مىباشد و روى همين جهت لفظ ( فاء ) آمده است تا اشاره به اين باشد كه آن در تقرير مطلب رساتر است ، يا اين كه لفظ ( من ) موصوله و مبتداء است يا شرطيه است كه
فَهُوَ جَزاؤُهُ
خبر مبتداء يا جزاء شرط است ، و دخول فاء بنابراين كه خبر باشد بدان جهت است كه مبتداء متضمّن معناى شرط است ، و جمله خبر ( جزاؤه ) است .
كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
اين سخن دلالت مىكند بر اين كه اين چنين مجازات از شريعت يعقوب بوده ، نه اين كه برادران يوسف چون اطمينان داشتند كه دزدى نكرده و از باب تجرّى اين كلام را گفتند ، و نه اين كه دين پادشاه مصر چنين بوده چنانچه بعضى گفته‌اند .
فَبَدَأَ
ندادهنده يا يوسف عليه السّلام اوّل از ظرف آن‌ها شروع كردند ، چون برادران يوسف بعد از آن كه نسبت دزدى به آن‌ها داده شد به سوى عزيز برگشتند يا باز گردانده شدند .
بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ
قبل از ظرف برادرش از ظرف برادرانش شروع كرد تا شكّ نبرند كه اين كار از جانب خود يوسف و يارانش مىباشد .
ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ
اين چنين مكر و حيله به كار برديم كه جام زرّين را مخفى و سپس حكم را موكول به برادرانش كرديم و خود آن‌ها حكم كردند كه جزاى سارق برده قرار