نفسهايشان درآوردند ، همه اين تأويلات براى اين است كه ( انّكم لسارقون ) دروغ نباشد .
بعضى گفتهاند پس از آن كه جام زرّين ملك گم شد بدون اذن يوسف عليه السّلام نسبت سرقت به آنها داده شد .
و در اخبار آمده است كه اين دروغ در مقام اصلاح گفته شده و اينها سرقت نكردند و يوسف عليه السّلام دروغ نگفته ، چون دروغ در مقام اصلاح دروغ نيست .
زيرا كه يوسف با گرفتن برادرش قصد اصلاح آنها را داشت و مىخواست آنها را از نفسهاى امّارهشان رها سازد بدينگونه كه به درگاه خدا تضرّع و زارى كنند و به يوسف عليه السّلام پناه ببرند و نزد پدرشان خاكسارى نمايند .
قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ
لفظ
وَ أَقْبَلُوا
حال است به تقدير ( قد ) يا عطف است قبل از تمام شدن معطوف عليه ، يا جمله معترضه است ، و وجه آن آگاهاندن بر اين مطلب است كه آنان كاملا به خودشان مطمئن هستند و جرأت بر مجادله و بحث ندارند ، چون يقين داشتند كه دزدى نكردهاند .
ما ذا تَفْقِدُونَ قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ
وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ
بعضى گفتهاند آن جام طلا بوده ، يا نقره بوده كه در آن جواهرات گرانبها به كار برده شده بود ، و روى همين جهت بود كه وعده مىدادند كه هر كس آن را بياورد يك بار شتر غلّه دريافت