بار شترى بر اين قوت كم كه اكنون آوردهايم مىافزاييم ،
يعقوب گفت تا شما براى من به خدا عهد و قسم ياد نكنيد كه او را برگردانيد يا به قهر هلاك شويد من هرگز بنيامين را همراه شما نخواهم فرستاد چون برادران عهد و قسم ياد كردند . يعقوب گفت : خدا بر قول ما وكيل و گواه است ( و او را فرستاد ) .
تفسير
وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها
شايد حقّ ردّ كالاى خودشان را بفهمند ، يا عين كالاى خودشان را بشناسند و در نتيجه رغبت و تمايل به بازگشت پيدا كنند .
إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ
دستور داده شده كه اگر برادرمان را با خود نبريم ديگر غلّه را از ما منع كنند .
فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
اگر برادرمان را همراه ما بفرستى مانع بر طرف مىشود و به ما غلّه مىدهند ، چون سبب منع و محروم بودن ما از غله اين است كه برادرمان بنيامين را نبرديم ، و لفظ « نكتل » « يكتل » به صورت مضارع غايب خوانده شده يعنى بنيامين براى خودش غلّه بياورد ، يا براى ما هم بياورد ، يا اين كه او سبب وزن كردن غله باشد ، يا سبب غله وزن كردن كسى باشد كه ترازو در دست او و متصدّى وزن كردن است .