سبب آن به زندان افتاد .
2 - پناه بردن به غير خدا كه به سبب آن مدّتى در زندان باقى ماند .
3 - به برادرانش گفت كه شما دزد هستيد ، آنها نيز مانند يوسف جوابى به دروغ گفتند كه گفتند :
إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ
.
و آنگاه كه مدّت رياضت و سختى و حبس او به آخر رسيد و اوان سلطنت و وسعتش سر رسيد پادشاه در خواب ديد كه بر تخت خودش نشسته و از رود نيل هفت عدد از بهترين گاوهاى چاق بيرون آمدند و به پهلوى تخت پادشاه آمدند و آنجا ايستادند .
سپس ديد كه هفت گاو لاغر ديگر از رود نيل بيرون آمدند و آنها را خوردند و نيز ديد كه از جنب تختش هفت خوشه سبز روييد ، سپس هفت خوشه خشك آمد و به دور خوشههاى سبز پيچيد و موجب زرد شدن خوشههاى سبز گرديد .
پس پادشاه از خواب بيدار شد و كاهنين و مفسّرين و منجّمين را احضار كرد و خواب خود را بر آنها بازگو نمود همانطور كه خدا حكايت كرده است .
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى
به لفظ مضارع ( أرى ) جهت احضار صورت خواب است ، يا اين كه پادشاه مصر اين خواب را مكرّر مىديد ، يا اين كه اجزاء خواب را به صورت تدريجى مىديد ، پس ادا كردن مطلب به صورت فعل مضارع به جهت تصوير كردن