ديگرى به دار آويخته شود ( و آنقدر بر چوبهى دار بماند ) تا مرغان مغز سر او را بخورند آن مرد كه تعبير خواب خود را شنيد براى رهايى از خطر خواب را به دروغ منكر شد يوسف گفت در قضاى الهى راجع به امرى كه سؤال كرديد چنين حكم شده است ،
آنگاه يوسف از رفيقى كه ( ساقى شاه و ) اهل نجاتش يافت درخواست كرد كه مرا نزد پادشاه ياد كن ( باشد كه چون بىتقصيرم بيند از زندانم برهاند ) در آن حال شيطان ياد خدا را از نظرش ببرد و به خلق متوسّل شد بدين سبب چند سال محبوس بماند ،
و پادشاه مصر ( با ملازمان و دانشمندان دربار خود ) گفت : من ( خوابى ) ديدم هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشهى سبز را هفت خوشهى خشك نابود كردند اى بزرگان ملك مرا به تعبير آن اگر علم خواب مىدانيد آگاه گردانيد ،
آنها گفتند اين خواب پريشان است و ما تعبير خواب پريشان نمىدانيم .
تفسير
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً
اى يار زندانى ، يكى از شما كه ديد خمر مىفشارد ساقى شراب شاه خواهد شد و او كسى بود كه قبل از اين كه به زندان داخل شود ساقى شراب شاه بود .
وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ
و آن ديگرى به دار آويخته مىشود تا آنجا كه پرندگان مغز سر او را بخورند و او كسى بود كه قبل از داخل شدن به زندان در موقع غذا