پس جبرئيل گفت : پروردگارت مىگويد : آيا از من حيا نكردى كه پناه به غير من بردى ؟
از حبس تو سه روز بيشتر باقى نمانده بود كه به جرم پناه بردن بر غير من هفت سال ديگر بايد در زندان بمانى .
و قبل از آن پنج سال بود كه يوسف در زندان بود و بدين ترتيب مدّت زندان يوسف دوازده سال گشت . « 1 »
فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
شيطان باعث شد كه رفيق اهل شراب يوسف او را از يادآورى نزد ملك فراموش كند ، يا اين كه شيطان موجب فراموش كردن يوسف از ذكر خدا شد .
فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
بعد از آن كه پنج سال در زندان مانده بود چند سال ديگر مانده ، و به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شده است كه فرمود : خدا رحمت كند برادرم يوسف را كه اگر نمىگفت پيش پادشاه از من يادآورى كن هفت سال ديگر بعد از آن پنج سال در زندان نمىماند ، و لفظ
بِضْعَ
عددى بين سه تا نه است ، البتّه حرفهاى ديگرى نيز دربارهى
بِضْعَ
گفته شده ، و آن از بضع به معناى قطع است يعنى تكّه كردن و بريدن .
بعضى گفتهاند : يوسف سه مرتبه در لغزش واقع شد :
1 - قصد و همّتى كه نسبت به زليخا از او انجام گرفت كه به
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 3 : ص 22