اسما مىكند .
يا مقصود سلطنت و تصرّف در اشياء است ، و هر دو معنا در مورد انبيا و اوصياى آنان محقّق است ، كه آنان اگر چه اسماء هستند و ليكن خداوند با آنها حجّت و برهانى نازل نموده كه آنها را مسمّى و مورد نظر و توجّه قرار مىدهد ، و با آنها سلطنت و تصرّفى نازل نمود كه مصحّح طاعت و ربوبيّت آنها گشت چنانچه مخفى نيست .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
در عالم يا در حقّ بندگان حكم جز براى خدا نيست ، پس حكم و سلطنت در هيچ چيز براى خدايان شما نيست .
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا
خداوند امر نموده كه جز او را عبادت نكنيد ، لفظ ( أن ) مصدريّه « 1 » يا تفسيريه « 2 » و فعل نهى است « 3 » يا نفى « 4 »
إِلَّا إِيَّاهُ
آن توحيد از قبيل توحيد خدا در وجود است كه از حصر معبودات غير خدا استفاده مىشود .
با اين كه آن معبودات در نظر آنها اشرف موجودات از نظر اسم بودن است ، و اسم داراى استقلال در وجود نيست مانند معناى
هامش
( 1 ) اگر ( ان ) مصدريّه باشد يعنى : حكم و امر خدا جز بر پرستش نيست .
( 2 ) يعنى : نوع امر خدا مربوط به آن است كه جز او را نپرستيد .
( 3 ) اگر لا نهى باشد يعنى نپرستيد جز او را .
( 4 ) اگر لا نفى باشد يعنى حكم خدا و اثر بر نپرستيدن غير از اوست .