تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
اين كه به انصاف نزديكتر باشد . و كلمه متفرّقون ازآن‌رو است كه بعضى از پروردگاران بر بعضى ديگر تسلّط ندارند ، و جمع بستن به صورت جمع عاقل نيز به جهت موافقت اعتقاد آن‌هاست . و آوردن كلمه خير به معناى اخير كه صفت تفضيلى است ( افضل تفصيل ) نيز جهت مدارا كردن و انصاف نمودن با آن‌هاست .
أَمِ اللَّهُ
با اعتقاد به اللّه ، علّت اين كه در اين عبارت ربوبيّت خدا تصريح نشده آن است كه خصم و طرف مقابل تسليم اين معنا است ، يا يوسف ادّعاى تسليم آن را مىكند ، و اين كه آن چيزى نيست كه قابل انكار باشد .
الْواحِدُ الْقَهَّارُ
واحد در مقابل بسيار است . « 1 »
هامش
( 1 ) در نزد عارفان و احديّت ، اعتبار ذات است ازآن‌رو كه نشآت اسماء از وى است ، و احديّت اسماء به ذات است و تكثّرات اسماء به صفات :شاه يكى غلام صد باره يكى جام صد * ذات يكى صفت بسى خاص يكى عام صدنام يكى اگر يكى صد نهد اى عزيز من * صد نشود حقيقتش يكى بود او نام صدواحد حقيقى بر دو قسم است : يا واحد بالوهم است و يا بالفعل است : واحد و همى عبارت از واحد عادى است كه عدد و مبدا آن است . واحد حقيقى موجود بالفعل عبارت از معنايى است كه متغيّر و متكثّر و مستحيل ، متّصف به صفتى از صفات اجسام ، در معرض كون و فساد ، و شبيه به چيزى نيست و او ذات حقّ تعالى است .صفت و ذات جمع كن با هم * واحدش جوز عارفان ففهمفرهنگ و اصطلاحات عرفانى دكتر سيد جعفر سجادى