فنا به نحوى است كه بعد از آن اگر بقاء و ماندنى باشد جز با رسالت و نبوّت و خلافت محقّق نمىشود .
و چون همه اينها از شعبهاى فضل خداى تعالى است چنانچه ولايت كه اصل نبوّت است رحمت خداى تعالى است ، و نيز چون نبوّت و رسالت و خلافت همانطور كه فضل و برترى كسى است كه موصوف به اين صفات است همانطورىكه فضل و برترى براى كسانى است كه نبوّت در بين آنها و نبىّ صلّى اللّه عليه و آله مبعوث بر آنها است ، لذا با توجّه به اين جهات فرمود :
ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
اين توحيد و ايمان از فضل خداست كه بر ما ارزانى گرديده است و بيشتر مردم شكرگزار نيستند ، زيرا آنها قدرت نبوّت را نمىشناسند و به آنچه كه از حقّ نبوّت واجب است قيام نمىكنند ، بلكه از آن اعراض مىكنند و آن را انكار مىنمايند .
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ
اضافه لفظ ( صاحب ) به ضمير متكلّم با كوچكترين مناسبت و ملابست صحيح است خواه مقصود ياران يوسف در زندان باشد ( كه در آن صورت معناى آن ايت است :
اى دو همراه زندانى من ، يا دو هم زندانيان من ) يا مقصود اهل زندان و صاحبان خود زندان باشد ( يعنى اى همه زندانيان و زندانبانان )
أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ
آيا پروردگاران بسيار بهترند ؟ ! تعبير به ارباب از قبيل تعبير به چيزى است كه آنها عقيده دارند تا