حرفى كه در لحاظ ذهن استقلال ندارد ، و توحيد خدا در الهيّت و سلطنت نيز از قول خدا
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
استفاده مىشود ، و توحيد خدا در استحقاق عبادت از قول خدا :
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
استفاده مىشود ، و توحيدهاى سهگانه ( توحيد ذاتى و افعالى و عبادى ) را بر حسب ترتّب واقعى آنها به ترتيب ذكر نمود ، چه توحيد وجود ( توحيد ذاتى ) توحيد در الهيّت را به دنبال دارد ( توحيد افعالى ) و توحيد عبادت بعد از توحيد در الهيّت است .
و لفظ ( ذلك ) اشاره به اين توحيدهاست .
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
دين راست كه در آن كجى نيست و هر دينى غير از آن كج است و نبايد پيروى شود ، اين معنا مقتضاى مفهوم حصر است كه از معرفه بودن مسند استفاده مىشود ( در عبارت
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
با آوردن لفظ
إِلَّا إِيَّاهُ
عبادت را منحصر به خدا نموده است ) .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
اين جمله استدراك توهّمى است كه اينجا پيش مىآيد و آن اين است كه پس از واضح شدن توحيد و روشن بودن بطلان شرك پس چرا ديگر مشركين شرك مىآورند ؟
و شايد مشركين دليل و حجّتى به شرك آورد نشان دارند ، پس خداى تعالى استدراك نمود و اين توهّم را رفع كرد و فرمود :
آنها دليل و حجّتى ندارند ، و آنها علم و آگاهى ندارند و در دار جهل