نبوّت مثل شرك آوردن كسى كه با غير نبى و جانشين او با بيعت عامّ نبوى بيعت كرده است .
و مانند شرك آوردن در ولايت مانند شرك آوردن كسى كه با غير ولىّ حقيقى با بيعت خاص و لوى بيعت نموده است .
و چون اين شرك آوردن اخير مستلزم جميع شرك آوردنهاى گذشته است ، و با توحيد ولايت همه انواع توحيد حاصل مىشود چنانچه بر شخص عارف به ولايت اين معنا مخفى نيست ، و از طرفى چون ولايت جز به وسيلهى آنچه كه از ائمه عليهم السّلام مقرّر گشته حاصل نمىشود . . .
لذا شرك آوردن در بيشتر آيات در اخبار معصومين ما به شرك آوردن در ولايت تفسير شده است .
و مانند شرك آوردن در وجود با زبان قال يا حال يا شهود ، و به ندرت اتّفاق مىافتد كه انسان از اين نوع شرك آوردن جدا شود ، و به همين شرك آورى خداى تعالى اشاره نموده آنجا كه فرموده
( وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ )
يوسف عليه السّلام با گفتن ( من شىء ) اشاره به همه انواع شركآوردنها مىكند ، خواه ( من شىء ) مفعول مطلق باشد چنانچه گذشت يا مفعول به باشد .
و آن كنايه از آن دو زندانى و قوم آنها است ، چون آنها بيشتر انواع شرك را دارا بودند ، و چون خروج از همه انواع شرك جز با فناء كامل كه آن فناى از فناست حاصل نمىشود ، و از سوى ديگر