باشيم ، مانند شرك آوردن بيشتر ثنوىها كه مىگويند عالم دو مبدأ قديم و واجب دارد ، نور و ظلمت يا يزدان و اهريمن ، و مانند شرك آوردن زنادقه از قبيل دهرى و طبيعى كه مىگويند دهر و طبيعت واجب و مبدأ هستند ، چه اين گفتار بر حسب واقع و نفس الامر شرك آوردن است ، مانند شرك آوردن در الهيّت مثل شرك آوردن بعضى از ثنوىها كه قايل به وحدت واجب تعالى و خدايان مبدأ او هستند ، و مانند شرك آوردن صائبىها كه قايل به خداوندى ستارگان و تربيت آنها نسبت به عالم عناصر هستند .
و در عين حال با كثرت مذاهبى كه دارند آنها را مخلوق حقّ اوّل تعالى مىدانند ، و مانند شرك آوردن بيشتر كسانى كه قايل به سلطنت ملايكه يا جنّ هستند با اختلاف راههايى كه در اين مورد دارند ، و مانند شرك آوردن در عبادت مانند شرك آوردن وثنىها « 1 » و عبادتكنندگان عناصر و مواليد آنها از سنگها و درختان و حيوان ، و مانند شرك آوردن در طاعت مثل شرك آوردن كسانى كه از سلاطين و حكّام و اغنيا و هواهاى نفس پيروى مىكنند ، از كسانى اطاعت مىكنند كه خود را به علم و امامت و فتوا منتسب كردهاند .
بدون اين كه از جانب خدا يا از جانب كسى كه خدا به او اجازه داده اذن و اجازه داشته باشند ، مانند راهبان و علما يهود و رؤساى دين و طريقت از هر دين و طريقتى ، و مانند شرك آوردن در
هامش
( 1 ) وثن يعنى بت اوثان جمع آن و وثنى يعنى بتپرست .