تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
جوان با يوسف داخل زندان شدند و شب را خوابيدند و صبح گفتند كه ما خواب ديده‌ايم و آن را براى ما تعبير كن . يوسف گفت : چه خواب ديديد ، آن دو نفر قصّه خواب خود را تعريف كردند و گفتند :
إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
ما تو را از نيكوكاران مىبينيم ، نيكوكار نسبت به زندانيان ، يا نسبت به كسى كه به همنشينان و معاشرينش نيكوكارست . چون يوسف به انجام كار بيماران مىپرداخت ، و براى نيازمندان درخواست و التماس مىنمود ، و در نشستن بر همنشينانش توسعه مىداد . و ممكن است مقصود نيكو دانستن تعبير خواب است ، چون براى زندانيان تعبير خواب مىكرد و تعبيرش موافق واقع درمىآمد .
قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ
يوسف گفت پيش از اين كه غذاى شما به دستتان رسد من تعبير خواب شما را مىگويم ، و آن موقع هنگام آوردن غذا براى زندانيان بود .
إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ
اين عبارت مستثنى مفرغ و حال از ما قبلش مىباشد و حال مقتضى اين است كه با عامل خود از نظر زمان نزديك باشد ، و از سوى ديگر مقصودش اين بود كه قبل از آوردن غذا خواب را تعبير كند . لذا آن را مقيّد به اين جمله نمود كه
قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما
و در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 505 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى