گذاشته است و اين كه معناى آيه چنين است : كه زليخا به آميزش با يوسف همّت نمود ، و يوسف به فرار كردن همّت گمارد ، يا تصميم به كشتن زليخا گرفت در صورتى كه زليخا او را مجبور كند ، يا اين كه يوسف تصميم به دفع يا به وعظ و پند زليخا گرفت ، كه اگر نبود ديدن برهان پروردگارش بر حسب بشريّتش با او آميزش مىكرد .
گروهى از كسانى كه اعتراف به جواز از خطا بر انبيا عليهم السّلام دارند گفتهاند كه يوسف تصميم به آميزش گرفت ، و اين گروه سخنانى گفتهاند كه مناسب كوچكترين بندهاى از بندگان خدا نيست ، و گفتههاى آنان سزاوار و شايسته ذكر نيست .
و به امام باقر عليه السّلام نسبت دادهاند كه او از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده كه يوسف همّت كرد تا بند شلوار زليخا را باز كند ، و ذكر شده كه يوسف در آن وقت كه براى اثبات پاكى خود گفت :
( ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ )
اين كشف حال براى اين است كه عزيز مصر بداند كه من در نهان به او خيانت نكردم .
جبرئيل نازل شد و گفت : اى يوسف حتّى آن وقت كه همّت بستى و تصميم گرفتى ؟
يوسف گفت : من نفسم را تبريه نمىكنم كه نفس انسان را به بدى مىكشاند .
و حاشا كه مقام نبوّت به امثال اين اشتباهات و خطاها آلوده