تقديم جزاء
هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها
جهت ايهامى است كه در تحقّق همّت است تا مشعر به اين باشد كه مقتضى از جهت بشريّت قوى ، و مانع از جانب زليخا مفقود بود ، بلكه اقتضا از جانب زليخا شديد بود و مانع ديگرى هم وجود نداشت ، زيرا هر دو در خانهاى بودند كه خالى از اغيار بود ، و احتمال اين كه كسى وارد شود و آنها را ببيند وجود نداشت و اين نهايت مدح يوسف عليه السّلام است .
بعضى گفتهاند : كلام خدا در اين آيه مشخّص است و مبتنى بر تقدير تقديم و تأخير عبارت نيست .
و معناى آيه چنين است : و همّت كرد يوسف به زليخا اگر نبود اين كه يوسف برهان پروردگارش را ديد هرآينه عزم بر آميزش مىكرد ، يا آن را انجام مىداد .
آنان گويند : همّت عبارت از شهوت فطرى و رغبت اضطرارى و خطور قلبى است كه اصلا اختيار در آن مدخليّتى ندارد .
در صورتى كه اين مبنى از نظر لغت و عرف از مفهوم همّت بعيد است ، چون متبادر از همّت هيجان نفس بر فعل است بعد از تصوّر آن و رغبت اختيارى به آن ، و آن از عصمت انبيا و حرمت آنها بعيد است .
و در اخبار وارد شده است كه همّت چيزى است كه مشعر به عدم تقدير و تأخير است و لكن بين دو همّت زليخا و يوسف فرق