آنها به صورتهاى مليح يا به سماع كه اين عشق از اوصاف اواسط و اصحاب يمين است كه نسبت به مقرّبين سيّئه حساب مىشود ، و از بعضى از بزرگان و كاملها از مشايخ نقل شده كه آنها به سماع و صورتهاى زيبا مفتون شدهاند .
و مانند عشقورزى كسى كه با عشقورزى آتش شهوتش اشتداد پيدا كرده خواه نفس بهيمى او غالب بر نفس انسانىاش باشد يا مغلوب چه كه به سبب اشتداد شهوت و اقتضاء فسق و فجور از نظر عقل و ذوق ناپسند ، و از نظر شرع حرام حساب مىشود .
و چون عشق بيشتر مردم موجب اشتعال آتش شهوت گشته و منجرّ به فجور و گناه مىشود از نگاه كردن به مردها نهى وارد شده ، و اهل ذوق آن را ناپسند دانستهاند . چنانچه مولوى گفته است :
عشقهايى كه از پى رنگى بود * عشق نبود عاقبت ننگى بود
در اين نوع عشق آثار عشق ممدوح يافت نمىشود ، بلكه آن از توابع حرص و آز است كه مذموم است .
در عشق زليخا اگر چه بهيميّت سهم خودش را از عشق گرفته است و زليخا مستدعى زنا شده است ، چنانچه ظواهر آيات و اخبار بر آن دلالت مىكند و لكن انسانيّت غالب است و عشق از آن ناشى شده است ، و بهيميّت بالتّبع سهم خود را گرفته است .