و لذا زليخا آن را هفت سال كتمان كرده ، و عشق زليخا به اين منتهى شده كه از مقيّد بودن و مفتون شدن به صورت يوسف رها و خارج شود و به سوى مفتون شدن به معشوق حقيقى روى آورد و از معشوق مجازى فرار كند .
بيان برهانى كه يوسف آن را ديد
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ
« 1 » يعنى زليخا خواست با يوسف بياميزد و قصد زنا داشت .
وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
و جملهى
هَمَّ بِها
در معناى جزاء
لَوْ لا
است ، گويا كه گفته باشد : « لو لا أن رأى برهان ربه لهم بها » يعنى اگر نبود كه يوسف برهان پروردگارش را ديد به آن امر همّت مىبست ، يعنى اين كه ترك همّت از جانب يوسف به سبب ديدن برهان پروردگار بود نه از امر ديگرى از قبيل عنّين بودن و ضعف ، يا مانع ديگر .
هامش
( 1 ) چهار كس به چهار چيز قصد كردند و مقصود خود نيافتند ، دزدان به تلبيس حال خويش بر رسول قصد كردند و آن مقصد خود نيافتند ، جهودان قصد كشتن رسول كردند و مقصود خود نيافتند ، منافقان به رنجانيدن رسول قصد كردند و مقصود خود نيافتند ، زليخا به دعوت يوسف قصد كرد و مقصود خود نيافت .( وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها )جامع الستّين جلد اوّل تفسير سوره يوسف