تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
مراتب اعمّ است . و مخفى نماند كه هوا و شهوت و ميل و حبّ و شوق غير شديد از لوازم وجود انسان است ، و بقاى شخص و بقاى نوع و آبادانى دنيا و آخرت ممكن نيست مگر به سبب همين چيزها كه ذكر شد . پس اين امر از كمالاتى است كه غايت‌ها و مصلحت‌هاى متعدّدى بر آن‌ها مترتّب مىشود . و امّا عشق و شوقى كه انسان را از تمالك و مالكيّت خويشتن بيرون بياورد جز به صورتهاى زيبا و نيكو تعلّق پيدا نمىكند و گاهى به صداهاى سرودخوانان و لحن‌هاى متناسب متعلّق مىشود . . . در اين عشق و شوق كلمات اصحاب بيان و ارباب ذوق و وجدان مختلف است در اين كه آن دو از خصلت‌هاى خوب است يا از رذايل است ، پس بيشتر عقلا را عقيده بر آن است كه عشق رذيلت است و مستلزم رذيلت‌هاى زياد و اوصاف مذموم ، مانند بطالت و بيكارى در دنيا و اضطراب و ترس و بيدارى شبها و زردى رنگ ، و گود رفتن چشمها و خروج حركات از ميزان عقل ، و لذا گفته شده كه آن جنون الهى يا مرض سوداوى و جنون حيوانى است . و نيز از صفت‌هاى بدى كه عشق و حبّ مستلزم آن است اين كه صاحب عشق از نصيحت پند نمىگيرد و از حركات خلاف عقل