خود را هنگام خروج از مقرّ اصلى را ميل ناميدهاند .
و عشق جماد به باقى ماندن صورتش را حفظ ناميدهاند ، و عشق نبات براى نمو و توليد مثل را نموّ كردن و توليد ناميدهاند ، و طلب غذا را جذب گفتهاند ، و عشق به غذا و جماع را شهوت نام گذاردهاند .
و عشق حيوان نسبت به اولادش چون شبيه به انس انسان است حبّ ناميده و حبّ انسان را از آن جهت كه انسان است به اعتبار مراتبى كه دارد از شدّت و ضعف و به اعتبار متعلّق به آن ميل و شهوت و حبّ و عشق و شوق ناميدهاند .
بدين ترتيب كه اوّلين مرتبهاش را ميل اسمگذارى كردهاند ، و هرگاه شدّت پيدا كند به نحوى كه صاحبش مالك خويشتن باشد و بتواند خود را نگهدارد شهوت و حبّ ، و اگر مالك خويشتن نباشد عشق ، ناميدهاند كه همان را در صورت وجود محبوب عشق و در صورت فقدان وجود محبوب شوق گفتهاند .
هر يك از اين الفاظ بر هر يك از معانى فوق اطلاق مىشود ، و حبّ نيز به معناى اعمّ است و بر مراتب عشق حيوان و نبات اطلاق مىشود كه اين اطلاق يا حقيقى است يا بر سبيل همانندى .
امّا عشق انسان از جهت نفس حيوانيش هوا و شهوت ناميده مىشود ، و حبّ بر همه مراتب اطلاق مىشود ، پس از همهى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٦٦