اينان مىگويند همهى اينها كه ذكر شد از رذايل و مناهى است كه شرع تحريم كرده و با توحيد مطلق منافات دارد .
بعضى از اهل نظر و همهى عرفا و صوفيان گفتهاند كه خود عشق از آن جهت كه عشق است از فضيلتهاى نفسانى است اگر چه نسبت به كسى بهيميّت بر او غلبه كرده بالعرض صفت پستى شده باشد ، و نسبت به كسى كه مشغول به خداست و اشراف بر برتر كه از اخسّ و پستتر روى برمىگرداند .
و تحقيق حقّ دراينباره اين است كه بگوييم : شرافت اوصاف يا به شرافت مبادى آنهاست يا به شرافت محال و لوازمشان ، يا به شرافت متعلّقات و غايات آنها و همهى اينها در عشق انسان نسبت به صورتهاى زيبا و صداهاى خوانندهها جمع شده است ، و تخلّف بعضى از اوصاف در بعضى وقتها به سبب يك امر عرضى منافاتى با اقتضاء ذاتى ندارد ، چه عشق ذاتا مقتضى همهى اين اوصاف است اگر امر عارضى با آن معارضه نكند .
زيرا كه مبدأ قريب و نزديك عشق لطافت نفس و دقت ادراك ، و رقّت قلب است ، و لذا مىبينى كه نفوس غليظ و محكم و دلهاى خشك از محبّت و عشق خالى است مانند بعضى از مردم كه از عشق جز جماع چيزى نمىدانند .
و مبدأ بعيد خداى تعالى بتوسّط مبادى عاليه است بدينگونه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٦٩