تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
آن مادّيّات و عالم طبع است كه در آن تكليف و ترقّى تنزّل است ، ترقّى به عالم مجرّدات نورى و تنزّل به عالم ارواح خبيثه و مرتبه‌ى ديگر عشق عالم ارواح خبيثه است كه در آن جحيم اشقياء است ، و در همان مرحله نزول عشق تمام مىشود ، و از آنجا ابتداء صعود است . چنانچه در اخبار ما به آن اشاره شده كه بعضى از جن‌ّها مؤمن هستند يعنى از مقام ارواح خبيثه بالا مىروند و صعود مىكنند . يا اين كه ابتداى صعود از عالم طبع است چنانچه معظّم اهل نظر و بيان بر همين عقيده هستند . و چون عالم طبع را عدم‌ها احاطه كرده‌اند موصوف به تضادّ و عناد شده و به غايب شدن و فقدان و نيستى پيچيده شده‌اند ، اهل حسن و خيال از آن عالم ، عشق و محبّت را درك نمىكنند . چه درك آن حقيقت ( عشق ) مسبوق به علم و حيات است و اهل حسن و خيال حيات و شعورى را در عالم طبع درك نمىكنند . لذا ميل عناصر طبيعى به اصل خويش ، و عشق طبيعت‌ها به حفظ كردن مواد و صورتهايشان ، و ميل نبات در حركاتش به سوى كمال نوعى خود و ميل حيوان در اراده‌اش را عشق نناميده‌اند و هيچ يك از اين‌ها را عشق به حساب نياورده‌اند ، بلكه بين مراتب طلب‌ها فرق گذاشته‌اند ، مثلا طلب كردن اجرام سنگين و سبك جاى اصلى