معناى آيه چنين است : استقامت كن آنچنان استقامتى كه همانند مأموريّت تو و موازى با آن باشد يا استقامت كن مثل استقامتى كه مأمور به آن شدى .
بدان كه انسان تكوينا مأمور است كه از پايينترين مراتب وجود كه عناصر اربعه بلكه مادّة المواد است سير كند تا به بالاترين آن كه مقام اطلاق و خروج از تعيين و تقيّد است برسد .
و سير انسان از مقام طبع بر مراتب جماد و حيوان است تا مقام بشريّت و ظهور عقل جزيى كه آن مناط تكليف است ، و ظهور اختيار به سبب محض امر تكوينى است بدون اين كه اختيار و تكليف در آن دخالت داشته باشد .
و پس از ظهور عقل و تميز خير و شرّ انسانى چون گاهى امر تكوينى با اختيار او معارضه مىكند و او را از سير بر مراتب عاليه منع مىكند رحمت و عنايت الهى به سبب اوامر و نواهى تكليفى بر زبان فرستادگان خدا و جانشينانش او را در مىيابد .
پس اگر در امتثال اوامر و نواهى توفيق او را يارى كرد ، و بر طبق اقتضاى فطرتش بر مراتب عاليه از ملكوت و جبروت تا مقام اطلاق كه از آن به لاهوت و مشيّت و حقّ ( كه مخلوق آن مقام است ) و ولايت مطلقه سير كرد ، و در اين سير متمكّن و توانا شد او در سيرش به جايى رسيده كه به آن امر شده است و در جميع آنچه كه به آن از نظر تكليف و تكوين امر شده مستقيم و متمكّن گرديده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٠١