و هم در نيامدن مقام اطلاق و عدم گشتن آن تأكيد آن است .
چون تمكّن در همهى مراتب امر عظيم و سختى است پيامبرش را امر به استقامت در همهى آنچه كه به آن امر شده بود نمود ، و مؤمنين را چنين امرى نكرد .
چون براى آنها تمكّن در جميع آنچه كه به آن امر شدهاند ميسّر نيست جز عدّه خيلى اندكى از آنان .
زيرا كه تقديم ( كما امرت ) بر معطوف براى اشاره به اين لطيفه است ، و لذا تصريح به امر به استقامت براى مؤمنين حتّى در آن مقدار كه ممكن است نكرد ، بلكه امر مؤمنين را تابع امر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمود و بدون تصريح به امر آنها فرمود :
( و من تاب معك ) گويا كه پيامبر مأمور به استقامت مؤمنين شده نه مؤمنين و از همين جهت است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد شده است كه : سوره هود مرا پير كرد و نيز وارد شده كه آيهاى سختتر از اين آيه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل نشده است « 1 » .
و سرّ مطلب اين است كه پيامبر مأمور به استقامت امّتش شده است ، و گرنه استقامت خودش براى پيامبر سهل و آسان بود .
پيامبر نفرمود كه سوره شورى مرا پير كرد .
زيرا كه آيه در آنجا نسبت به ذكر مؤمنين و جمله
هامش
( 1 ) تفسير الصافى جلد 2 صفحه 475