و قبر و بعث وجود دارد .
پس اوّلين حالت او مرگ تامّ و بىهوشى عمومى است كه از نفخه اوّل و نفخه ميراندن حاصل مىشود و در آن حالت هر مقدار كه خدا بخواهند مكث مىكند ، چنانچه در اخبار به آن اشاره شده است .
و پس از آن با نفخهى دوّم و نفخهى حيات از آن حالت مرگ و بىهوشى برانگيخته مىشوند ، و براى انسان در اين مرتبه نيز حالات و انتقالاتى است از صورتى به صورت ديگر بر حسب آنچه كه در دنيا از اعمال و اخلاق كسب كرده است .
پس اگر از اهل شقاوت باشد در صورتهاى موذى و آتش پست تغيير و تبديل مىپذيرد تا اين كه به آتش آخرت منتهى مىشود و اگر از اهل سعادت باشد و به مقدارى از اعمال بد و اخلاق پست آلوده باشد تغيير و تبديل در صورتهاى موذى انجام مىگيرد تا جايى كه از آن صورتها رهايى يافته و به صورت خوب و خوشحالكننده تغيير يابد .
و اگر هيچ شايبهاى از بدىها را نداشته باشد در صورتهاى خوب و خوشحالكننده تغيير و تبديل پيدا مىكند تا منتهى به بهشت آخرت و جنّة المأوى گردد ، و عالم اين تقلّبات و دگرگونىها برزخ بين عالم طبع و عالم آخرت ناميده مىشود ، و در اين عالم ترقّيات و تنزّلاتى پديد مىآيد .
نصوص آيات و اخبار نيز بر همين معنا دلالت مىكند و عرفاء
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٩٠